خدایا ........
حواست هست ؟!
صدای هق هق گریه هام
از گلوئی میاد که تو
از رگش به من نزدیک تری ؟؟؟؟؟

این روزهــــایم به تظاهر می گذرد...
تظاهر به بی تفاوتی،
تظاهر به بی خیـــــالی،
به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست... اما . . .
چه سخت می کاهد از جانم این "نمایش "

دلم گرفته
دلم تنگ است
دلم گرفته از این همه کینه از این همه دروغ
از این مردمان نامهربان و به ظاهر صادق و با وفا
دلم گرفته از دست همه
دلم گرفته ،دلم عجیب گرفته
گوشه ای میشینم و حسرتها را مرور میکنم ....
... نمیدانم کدام خواهش را نشنیدم و به کدام دلتنگی خندیدم که
دلتنگترینم؟؟؟؟

دلم گرفته .......
مثل هوای ابری شهری خاموش
دلم گرفته ...........
مثل آسمان بی ستاره شب زمستانی
حال دلم خوب نیست
ای آرام جان لحظه لحظه های تنهائی
بیا تا کمی با تو صحبت کنم
این روزها .....
خسته و بی حوصله ام
دستم دل به دل نوشتن نمی دهد
درگیرم ........
با خودم ، با دنیا ، با سرنوشت ، با قسمت
با آدم هائی که خود را انسان می خوانند
اما بوئی از انسانیت نبرده اند .......
با آدم هائی که احساست را نادیده می انگاشته اند
قلبت را شکسته اند
صداقت ها و وفاداری هایت را به هیچ گرفته اند
و اعتماد را زیر سوال برده اند
این روزها سردم .......
مثل دی ،مثل بهمن ،مثل اسفند
مثل این زمستان
این روزها پر از سکوتم
سکوتی پر از فریاد
امروز این سکوت پرفریاد را
این "آه" ها را
این درد و دل ها را
آورده ام پیش تو
توئی که در کتاب آسمانی ات
نوشته ای
"قل هو الله احد"
بگو اوست خدای یگانه
پس می گویم به تو
ای خدائی که همچون من
تنهائی هایت را فریاد می کشی
میخوانمت به نام
پس بشنو آه های این دل شکسته و خسته را
و اجابت کن " اهدنا الصراط المستقیم" را
هدایت کن مرا
به همان راهی که برایم بهترین است
راهی که برسد به آغوش تو



خدایا ........
